محله آزادشهر

محله

آزادشهر

محله آزادشهر یکی از قطب‌های خرید مشهد است. این محله پیش از انقلاب به‌ سبب همسایگی با بوستان «آریامهر» به همین‌نام معروف بوده است. بعد از انقلاب که نام بوستان آریامهر به «ملت» تغییر می‌کند، شهید غلامرضا جنگی پیت حلبی روغنی را صاف می‌کنند و نام «آزادشهر» را به نشانه رهایی از حکومت پهلوی رویش می‌نویسد. 

محله آزادشهر
یک گروه کوچک و جوان همین‌جا بیخ گوش شما دارند مقدمات یک سفر دلنشین را آماده می‌کنند، مقصد شهر ماسوله است. آن‌ها در بولوار جلال آل احمد با ترسیم نقاشی دیواری شما را به دیدن این مناظر زیبا دعوت می‌کنند.
«طیبه مهری» هنرمند مشهدی است که در رشته‌های نقاشی، خطاطی، قالیبافی، طراحی روی مس، مجسمه‌سازی، طراحی لباس، نقاشی روی پارچه و چرم، قلم‌زنی روی فلز، قالیبافی و بسیاری دیگر از هنر‌ها حرفی برای گفتن دارد.
رسول محصل کم سن و سال‌ترین ملی پوش پینت بال ایران است. او فقط ۱۷ سال دارد و در رشته‌های ورزشی دیگری مانند کیوکوشین، والیبال، پینگ‌پنگ و شنا نیز فعالیت می‌کند و مقام دارد.
شهید محمدتقی رضوی با جمع‌آوری تعدادی لودر و بولدوزر و غلتک، بنای کار مهندسی–رزمی را می‌گذارد و برای اولین تجربه جاده نظامی اندیمشک– حمیدیه را احداث می‌کند.
عصمت محمد‌زاده از سال۱۳۸۴ با کسب مقام نخست مسابقات کشوری آشپزی در زنجان و بین ۱۰۲ گروه شرکت‌کننده شروع به پخت و پز غذا‌های سنتی کرده و این کار را ابتدا در گناباد آغاز کرده است.
غلامحسین رضایی استادی رکورد ملی پیاده‌روی را در دست دارد. رضایی سال گذشته توانسته بود۹۰دور (معادل ۳۱۰کیلومتر) را دور پارک ملت پیاده‌روی کند که با افزایش ۴۰‌کیلومتری، امسال ۱۱۱دور پیاده‌روی دور پارک ملت پیاده‌روی کرده است.
نوجوانان مسجد‌الرضا(ع) با شنیدن خبر شهادت رهبری، لباس سیاه بر تن کردند. عزم خود را جزم کردند تا پای کار بیایند و با اجرای شبانه سرود‌های حماسی، پخش پرچم ایران، شابلون‌نویسی روی دیوار، ستون‌های محلات و خودرو‌ها و... نقشی در این جریان داشته باشند.
در این گزارش پای صحبت پاکبانان زحمتکش و بی‌ادعای شهرمان نشسته‌ایم؛ کارگرانی که به‌تازگی جارویشان را زمین گذاشته‌اند. این پاکبانان، جوانی خود را در کوچه‌پس‌کوچه‌های پژوهش، امامت، معلم، سیدرضی، دانشجو و‌... به پیری رسانده‌اند.
علی باغبان‌باشی رکورددار اسبق دوومیدانی جهان، قهرمان اسبق ماراتن جهان، ۲۱۹‌مدال و ۱۰۵‌گلدان افتخار در كارنامه خود دارد. او ۴ آبان ۱۴۰۰ چهره در نقاب خاک کشید و در نودوهفت‌سالگی به سبب کهولت سن و بیماری، دار فانی را وداع گفت.
وقتی سراغ همسایه‌های خوب کوچه شهید‌مفید ۳۳ را می‌گیریم، سه‌چهار نام خاص تکرار می‌شود. نام‌هایی که نه‌تنها به درد هم خورده‌اند که به یاری همه محله و همسایه‌ها آمده‌اند.
جمعه‌شب نوزدهم دی‌ماه، آشوبگران با ورود به این خانه و به‌آتش کشیدنش، آن را به تلی از خاکستر بدل کردند؛ خانه‌ای مسکونی و شخصی که در آن از کودک یک‌سال‌و‌نیمه تا زن هشتاد‌و‌هفت‌ساله ساکن بودند.
رستوران هوشنگ زَکوی در دل یکی از ییلاقات شهر با پرچم‌نوشته‌هایی از ادعیه و قاب عکس شهدا در جای‌جای این مجموعه مزین شده و به فضایی متفاوت از یک پاتوق فرهنگی تبدیل شده است.
فریده سلطانی ناشر و کارشناس ادبیات فارسی است. او سال‌۸۴ كار انتشارات را شروع کرد و بعد از یک سال با پیشنهاد فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، دفتر انجمن بانوان ناشر و اهل قلم استان را به ثبت رساند.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت.  کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
شهناز گلریزی که در سال ۹۰ به عنوان کارآفرین برتر معرفی شد می‌گوید: آموزش کامل و دقیق به هنرجویانم سبب‌ می‌شود تا آنها پس از اتمام دوره با اعتماد به نفس وارد بازار کار شوند.
زهرا فاطمی می‌گوید: اوایل که اینجا آمده بودیم، به‌خاطر دوری از حرم خیلی ناراحت بودم اما بعد‌ها شنیدم ایستگاه خط‌۱۲ در مسیر حرم تا وکیل‌آباد، تنها اتوبوس شبانه‌روزی شهر، نزدیک خانه ماست.بار‌ها سحر‌ها از این ایستگاه، راهی حرم شده‌ام.
سعید قره‌داشی از همان دوران شیرین کودکی در نتیجه همراهی با پدرش در جلسات قرآن، با این کتاب الهی و منبع لایزال معبود آشنا شده است. او در مدت ۸ ماه کل قرآن را حفظ کرده است.
رضا شریعتی موسیقی را از سال ۱۳۸۲ به‌طور حرفه‌ای با ساز ویولن و در کنار استاد صمد برقی شروع کرده، بعدش سراغ ساز کمانچه رفته و در محضر اساتیدی مثل روزبه اسدیان و اردشیر کامکار بوده است.
برگه مرخصی ۱۵ روزه مرتضی هنگام شهادت درجیبش بود، اما قسمت نبود از آن استفاده کند؛ خواهرش می‌گوید: برای رفتن به جبهه پول نداشت و چون می‌خواست بی‌خبر از پدر و مادرم به جبهه برود از من پول قرض گرفت و قول داد که جبران کند.
داشتن همسایه‌هایی همدل و همراه نعمت کمی نیست. در کوچه جلال آل‌احمد ۶۹ هنوز هستند همسایه‌هایی که هوای هم را دارندو به وقت غم و شادی کنار هم هستند و دلشان به بودن هم قرص است.